حسین آرام جانم

کوفیان دارند دائم به رخ ِ هم میکشند
ضرب شصت و تیزیِ سرنیزه های خویش را...
خدا_رحم_کند
حسین_ع_آرام_جانم
مرضیه_عاطفی_سمنان

کوفیان دارند دائم به رخ ِ هم میکشند
ضرب شصت و تیزیِ سرنیزه های خویش را...
خدا_رحم_کند
حسین_ع_آرام_جانم
مرضیه_عاطفی_سمنان

حسین جانم ... تا باز ، هِلال ماتمت را دیدیم
ما ابر شدیم و یک نفس باریدیم
مشکی به تن گنبد زردت کردند
ما نیز شبیه آن سیه پوشیدیم

این راز پُر از عذاب پیشت باشد
تصویر منِ خراب پیشت باشد
شاید که محرمت نبودم آقا !
این اشک علیالحساب پیشت باشد

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد
بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

خواست از هر دو جهانَم شَوَد آسوده خيال
پدرم دستِ مرا داد به دستانِ حسين
مادرم داد به من درس محبت اما
من حسيني شدم از بس پدرم گفت حسين
حسن لطفی

ضريح، قاتل من شد بگو به فرشچيان
كه با ملاحظه سبك و سياق را بكشد
دوروز مانده به ماه تو مادرم ميگفت
يكي كتيبه ي دور اتاق را بكشد
رضاقرباني
دل آدم مُچاله خــــــواهد شد
همه ی عاملان غــم باهم....؛ جمعه باشد...مُحرّمَم نزدیک
عصر پاییز و ابر و سرما هم...

اهل عالم، دارد از ره، "ماه ماتم" می رسد
هیئتی ها یا علی ، دارد "محرم" می رسد
سید پوریا هاشم

در سجده و در قیام، بر شاه شهید
با هدیه ی احترام بر شاه شهید
آداب زیارت اینچنین حکمم کرد
از صحن رضا(ع) سلام بر شاه شهید
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)