آخرین پنجشنبه سال
تا نگاهم به نوکرت افتاد
مادرت گفت ناخوش احوال است
تا که علت را از او جویا شدم
او صدا زد که دخترش لال است
ناگهان با صدای پر از بغض
داد زد که خیلی خوشحال است
سفرکربلای ما جور شد
آخرین پنج شنبه سال است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ توسط محمد سجاد سهیلی
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)