حاجت

این قدر لب تر نکرده حاجت ما را نده؛
دست آخر نوکرانت را بدعادت میکنی؛

این قدر لب تر نکرده حاجت ما را نده؛
دست آخر نوکرانت را بدعادت میکنی؛

یا اباعبدالله...
گیرم که گدایان به درت صف زده باشند....
تک بوسه ی مارا بده، یک دانه صفی نیست....
یا اباعبدالله...
گیرم که گدایان به درت صف زده باشند....
تک بوسه ی مارا بده، یک دانه صفی نیست....

در این زمانه که پیشوند نام بسیار است
خوشم به منسب طومار کربلایی ها
حرم که جای خود اما ز اربعین ارباب
شدم عجیب هوادار کربلایی ها
روز آخر همگی طبل زنان خندیدند
پسر ساقی کوثر هیچ وقت آب نخورد

روضه خوان بر فراز منبر رفت
السلام علیک یا عطشان
روضه را بی مقدمه وا کرد
السلام علیک یا عریان .
گرگ ها تکه تکه اش کردند
تا که از اسب بر زمین افتاد
گریه کن لطمه زد شنید ارباب
نیزه ای خورد و با جبین افتاد
.

نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
سر پیراهن تو جنگ بوده
ولی شرمنده زینب دیر فهمید
که انگشتر به دستت تنگ بوده

ای کاش تو را به دشت غربت نکُشند
لب تشنه پس از بیعت و دعوت نکُشند
لب تشنه اگر کُشند و تنها و غریب
ای کاش تو را به قصد قربت نکُشند...
محمد مهدی سیار

سحر روز نهم حضرت سقا مددی
به دم (اهل حرم...) کرب و بلا میخواهیم
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)