عیدتون_مبارک

یا مُقَلّب ! ، قلب من سوی حرم پرواز کرد
یا مُحَوّل ! ، حال این دل ، عشق را ابراز کرد
خوش بحال زائری که رفت در کرب و بلا
سال خود را زیر ایوان شما آغاز کرد
رضا قاسمی

یا مُقَلّب ! ، قلب من سوی حرم پرواز کرد
یا مُحَوّل ! ، حال این دل ، عشق را ابراز کرد
خوش بحال زائری که رفت در کرب و بلا
سال خود را زیر ایوان شما آغاز کرد
رضا قاسمی
من از “سلمان مناّ “گفتن تو دستگیرم شد
که جور دیگری می خواهی آقا، اهل ایران را

ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست!
درکوزه که جا دادن دریا شدنی نیست!
طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد
بر خاک نوشتند علی ؛ در نجف شد...
مجید تال

عقدِ این زوج قرار است ، جنان قاب شود
بانیِ جشن خدا ، عاقد او باب شود
عاقدش گفت... که مهریه ی او ، آب شود
وقرار است که او مادر ارباب شود
دآور تا دور تو حوریه ، و تآ مثل ضریح
ساقدوش تو شده مادر عیسیِ مسیح
از بال ملک به شانه شالی دارد
جبرئیل رسیده و سوالی دارد
سر برده به گوش مرتضی می پرسد
داماد شدن چه حس و حالی دارد
یا علی ...نصیحت همه عالم به گوش من باد است
شب عروسیتان هو کشیدن آزاد است
عاقد خدا تالار جنت قدسیان در هم همه
شاهد نبی داماد مولا و عروسش فاطمه
داوود با صوت دل انگیزش غزل خوانی کند
مریم گرفته مجمرو اسفند گردانی کند
حوا نشسته این دو یار را بستاند به هم
پیوند این دو دسته گل به به چه می آید به هم
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)