أسعدالله أیامکم
برچینی بشکسته به دل،بند زدند
مارا به ولایت تو پیوند زدند
آغاز امامت تو گویی به بهشٺ
زهرا و علی ز شوق لبخند زدند
برچینی بشکسته به دل،بند زدند
مارا به ولایت تو پیوند زدند
آغاز امامت تو گویی به بهشٺ
زهرا و علی ز شوق لبخند زدند
✅آقا مبارک است رَدای امامتت
ای غایب از نظر به فدای امامتت
می خواستند حق تو را هم قضا کنند
کَذاّبها کجا و عبای امامتت
ما زنده ایم از برکات ولایتت
ما عهد بسته ایم به پای امامتت
از روز اولی که رسیدیم زین جهان
گشتیم آشنا به صدای امامتت
این روزها هوای تو را کرده ام بیا
ماییم یاکریمِ هوای امامتت
آقا بیا تقاصِ شهیدان به پای توست
آقا فدای کرببلای امامتت
تا روزِ بازگشتِ تو سیدعلی شده
پرچم به دوش، زیرِ لوای امامتت✅
برایِ اسمِ حسن حق نوشته غربـت را
چه عسکری بشود یا که مجتبی باشد

پدری در دم مرگ است وبه بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش
پدری جام شهادت، به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش
مثل حسن حرم به مزارش وفا نکرد
دیدم که صحن خاکی و قبری غریب داشت
خاکی شده است صورت گلدسته های او
یعنی که میل روضه ی خدالتریب داشت...
یا اباعبدالله...
گیرم که گدایان به درت صف زده باشند....
تک بوسه ی مارا بده، یک دانه صفی نیست....

یٰا سَکینهِ خٰاتُونْ"ﷺ"
هَم فَرش نِشین هَستی و هَم عَرش مَقامی
هَم عَمهِ و هَم خوٰاهَرُ و هَم دُخت ِ اِمٰامی