روضه حضرت_عبدالله_بن_الحسن
دل مسوزان بی حیا عمه تماشا می کند
با نوک نیزه مکن پهلو به پهلو پیکرش
دست من از پوست آویزان به زیر تیغ تو
تا سپر باشد برای ناله های آخرش
نیزه بازی با تن بی سر ز من آغاز کن
طعمه نیزه مگردانید جسم اصغرش
از ضریح سینه اش برخیز ای چکمه به پا
پای خود مگذار روی بوسه پیغمبرش
دیر اگر برخیزی از جای خودت یابن الدعی
عمه نفرین کرده دست خود برد بر معجرش
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۴:۴ ب.ظ توسط محمد سجاد سهیلی
(ابد والله يازهرا ما ننسا حسينا)